تو که اولش هم دلت نبود پیش ام چرا بی معرفت زدی تو آتیش ام گفتی بمون پیش ام تا ته خط نکردی فراموش ام هنوز ام این چشمام خیس ولی هستم رو پام قدم زنان خاطرات اون جلو چشمام تو دلت تنگ شد ام خسته می خوای اونی باشم که واسه دیدن تو می جنگه یه دیونه ام یه بی جونم نمیشم اون آدمی که واسه تو تب کرده دستای خالی زندگیت رو ساختم چی کم گذاشتم که میبینی باخت ام کی مثل من می مونه پای تو وقتی کی بعد من رو تو حساس کی احساسش به ت مثل من خاص