عشقت به نفس گیر است عشقت چه نفس گیر است گویی ره آزادی از دام زنجیر است
از درد چه می دانی از مرگ چه می دانی افسوس که می دانم افسوس نمی دانی تاوان
غم دوریت با خبری سخت است دلگیری و بی خوابی هر روز همین بخت است بد عهدی
من با تو با خود به لج ام کرده است حبس ام در اتاق ذهن فکرت فلج ام کرده است