خلاصه داستان:
جاسوسان ارتش سری متوجه شدند که پژمان و سام در یک قطار در حال حرکت به سمت تبریز هستند. آنها در تلاش برای رسیدن به قطار و ایستگاهی که قرار است قطار در آن توقف داشته باشد...جنگ قدرت در میان چچن ها و برخورد پژمان و سام در قطار با یک آشنای غیر منتظره روزنه ی امیدی به آنها می دهد که از دست گروه تروریستی نجات یابند..