مرورگر شما قادر به پخش این ویدیو نیست
لبخندهای کاغذی : شعرو دکلمه زری مینویی
اینجا همین که کلید سپیده
بر قفل شب می چرخد
لبخند های کاغذی کوچه ها
باز آغار میشود
تا چشم کار میکند
هوای نبودن تواست
و
دیگر هیچ
کاش می فهمیدم
با خود
چه نسبتی دارم
در این برهوت بی پایان
زری مینویی
بر قفل شب می چرخد
لبخند های کاغذی کوچه ها
باز آغار میشود
تا چشم کار میکند
هوای نبودن تواست
و
دیگر هیچ
کاش می فهمیدم
با خود
چه نسبتی دارم
در این برهوت بی پایان
زری مینویی