سرودهٔ " گیلان من " ( قسمت اوّل ) ، از ashena .

چند سال قبل ، دبیر یکی از دبیرستان های
دخترانه ، با این توهّم ، که فلانی ،
شاعر است !!! ، از من خواست ،
که از زبان یک دخترخانم گیلانی ،
شعری ، دربارهٔ گیلان زمین بگویم ،
تا در جشنوارهٔ شعر کشوری ،
از طرف گیلان ؛ شرکت کند .
من هم ، که از مدّت ها ،
مشتاق گفتن دربارهٔ سرزمین پدری و مادری ام
بودم ، با طیب خاطر ، پذیرفتم .
این شعر ، که قسمت اوّل آن ،
تقدیم همراهان می شود ، آماده شد .
چند وقت بعد ، همان خانم ،
با من تماس گرفت ، و اظهار کرد ،
که سرودهٔ شما ، جزء اشعار برگزیدهٔ
آن جشنواره ، انتخاب گردید ،
و دانش آموزی هم ، که آن را خواند ،
جایزه ای دریافت نمود .
من هم ، موفّق شدم ، لذّت موفّقیّت ،
در عین گمنامی را ، مزمزه کنم ! .