مرورگر شما قادر به پخش این ویدیو نیست
برگرد : شاعر محمدرضا ترکی با دکلمه ی علی محمدی
به بی کرانه، به دریا، به آسمان برگرد
به آفتاب یقین از مِهِ گمان برگرد
برو پرندهی غمگین ِ من، خداحافظ!
به سایهسار درختان مهربان برگرد
کنار من بجز این میلههای زندان نیست
از این قفس به افقهای بیکران برگرد
به هر کجا که نشان صداقتی دیدی
بمان، و گرنه از آنجا به آشیان برگرد
نگاه آخر و تیر خلاص از تو یکی ست
برای کشتن این صید نیمه جان برگرد
بدون نام تو این قصّه بی سرانجام است
نمیشود تو نباشی، به داستان برگرد
ولی چه فایده، وقتی بیایی از تن من
نمانده هیچ بجز مشتی استخوان برگرد...
محمدرضا ترکی
به آفتاب یقین از مِهِ گمان برگرد
برو پرندهی غمگین ِ من، خداحافظ!
به سایهسار درختان مهربان برگرد
کنار من بجز این میلههای زندان نیست
از این قفس به افقهای بیکران برگرد
به هر کجا که نشان صداقتی دیدی
بمان، و گرنه از آنجا به آشیان برگرد
نگاه آخر و تیر خلاص از تو یکی ست
برای کشتن این صید نیمه جان برگرد
بدون نام تو این قصّه بی سرانجام است
نمیشود تو نباشی، به داستان برگرد
ولی چه فایده، وقتی بیایی از تن من
نمانده هیچ بجز مشتی استخوان برگرد...
محمدرضا ترکی