جلو بچه زشته

1,181
30 آذر 1394

این داستان راجب بچه ای است که توسط خاله خود میخواهد به باغ وحش برود.ابتدا پدر این بچه کلی نصیحتش می کند که پسرم خاله شکوفه رو اذیت نکنی , پسرم به حیوانات دست نزنی , پسرم مراقب خودت باش , پسرم دست خاله رو ول نکن , پسرم خیلی هم شیطونی نکن و بعدش که اومدی برای من توضیح بده که تو باغ وحش چه کار هایی کردید و چه چیز هایی را یاد گرفتید

پسر با خاله شکوفه به باغ وحش می رود و بر می گرد .حالا نوبت این شده که به پدرش توضیح دهد


برای ارسال نظر وارد حساب کاربری خود شوید.

x