فلسفه ی عاشورا در بیان شهید مطهری

259
30 آذر 1394

توضیحات : اباعبداللَّه يك مصلح است. اين تعبير از خودش است (انّى لَمْ اخْرُجْ اشِراً وَ لا بَطِراً وَ لا مُفْسِداً وَلا ظالِماً و انَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْاصْلاحِ فى امَّةِ جَدّى، اريدُ انْ امُرَ بِالْمَعْروفِ وَ انْهى‏ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ اسيرَ بِسيرَةِ جَدّى وَ ابى) «4» . اين را حضرت در نامه‏اى به عنوان وصيتنامه به برادرشان محمّد بن حنفيّه- كه مريض بود به طورى كه از ناحيه دست فلج داشت و قدرت اين كه در ركاب حضرت باشد و خدمت كند نداشت- نوشتند و به او سپردند، چرا؟ براى اينكه دنيا از ماهيت نهضت او آگاه شود: مردم دنيا! من مثل خيلى افراد نيستم كه قيام و انقلابم به خاطر اين باشد كه خودم به نوايى رسيده باشم، براى اينكه مال و ثروتى تصاحب كنم، براى اينكه به مُلكى رسيده باشم. اين را مردم دنيا از امروز بدانند (اين نامه را در مدينه نوشت) قيام من قيام مصلحانه است. من يك مصلح در امت جدّم هستم. قصدم امر به معروف و نهى از منكر است، قصدم اين است كه سيرت رسول خدا را زنده كنم، روش علىّ مرتضى را زنده كنم. سيره پيغمبر مرد، روش علىّ مرتضى مرد؛ مى‏خواهم اين سيره و اين روش را زنده كنم.(4).مقتل الحسين، ص 156.

فیلمشهید مطهریفلسفه ی عاشورامحرمکربلاامام حسین

برای ارسال نظر وارد حساب کاربری خود شوید.

x