کاک فتاح زائر امام حسین(ع)

135
18 آذر 1394

فتاح :ای طالبانی از بنده عذرخواهی کرد و گفت که این سفر برنامه‌ریزی نشده بود. در این فکر بودم که چه کاری انجام دهم که طالبانی به بنده گفت، کاک فتاح. می‌دانم دلت کربلا می‌خواهد. الان مقدمات لازم را فراهم می‌کنم تا به کربلا بروی و خدا زیارت کربلا را برای بنده رساند و یک ستون مفصل به صورت زمینی راه انداختم و با جلال و جبروت مرا به کربلا بردند.

وی افزود: ساعت 10 شب بود که به کربلا رسیدیم و در کربلا به صورت سیل‌آسا باران می‌آمد. زمانی که می‌خواستیم به صحن حرم برویم، شاید 10 سانت روی زمین آب بود. در کربلا تشنگی و عطش شنیده بودیم اما این میزان آب ندیده بودیم. همه آمده بودند تا ما یک سفر یک‌ساعته در کربلا داشته باشیم. کفش‌هایم را به احترام درآوردم تا از آب عبور کنم و به داخل حرم بروم. همه مردم می‌دویدند تا سلام بدهند و سلام نداده به داخل حرم نروند و در آیات قرآن آمده «فخلع نعلیک انک بالواد المقدس الطوی» همه نفس می‌زدند که السلام علیک یا ابا عبدالله.

فیلم

برای ارسال نظر وارد حساب کاربری خود شوید.

x