سگ سیاه به نام افسردگی

276
10 مهر 1394

من سگ سیاهی داشتم که نامش افسردگی بود هر وقت این سگ سیاه ظاهر می شد من احساس تهی بودن می کردم و زندگی به نظرم بسیار کند می آمد . او در هر زمان و مکانی ممکن بود بی دلیل ظاهر شود . سگ سیاه مرا به لحاظ ظاهری و احساسی پیرتر از سن و سالم کرده بود . وقتی انگار همه دنیا در حال لذت بردن از زندگی بودند ، من تنها میتوانستم زندگی را از دریچه سگ سیاه ببینم . فعالیت هایی که قبلاً برایم شادی آور بودند ، ناگهان همگی با حضور او لذتشان را از دست دادند . .....

فیلمقصهحکایتسرگرمیداستان

برای ارسال نظر وارد حساب کاربری خود شوید.

x