مرگ بر قفس : شاعرشهاب سبزواری دکلمه علی محمدی

مرگ بر قفس

ای بال ها که بی هیجانید در قفس
حیف است مثل سنگ بمانید در قفس

پرواز در هوای مجازی , غنیمت است
وقتی که غیر از این نتوانید در قفس

با همت بلند به خورشید می رسید
خود را به آسمان برسانید در قفس

غم در قفس, تجلیِ زندانِ دوم است
دیوار , دور خود نکشانید در قفس...

قلبی که عشق را نشناسد, سیاه باد
با زندگی, غریبه نمانید در قفس

وقتی"شهاب" در دلتان غیژ می کشد,
انگار ساکنید و روانید در قفس

گفتند:(( آب و دانه که دارید راحتید
دیگر چرا چنین نگرانید در قفس؟! ))


گفتیم: ((کو پریدن و آزاد زیستن؟!
سر زنده باد زندگی و مرگ بر قفس ))!


حسین شنوایی " شهاب سبزواری